تبليغاتX
تاریخ ایران
تاریخی ادبی فرهنگی هنری ( مريم _ع )

پارسی سخن بگوییم

      ویرایشگر خودکار  

والنتاین (26 بهمن) یا سپندار مذگان (29 بهمن)

آیا می دانید که نیمی از واژه هایی که روزانه به کار می بریم، واژه های تازی (عربی) هستند در حالی که واژه های بسیار زیبای پارسی را می‏‏‏‎توانیم به جای آنها به کار بندیم؟ بنابراین چنانچه دوستدار به کارگیری واژه های ناب پارسی هستید از همین امروز کوشش نمایید تا بهتر پارسی سخن بگویید و فراموش نکنید که دیگر هم اندیشان خود را نیز آگاه نمایید تا به پاکسازی زبان زیبایمان که همانا فردوسی بزرگ آن را برایمان به یادگار نهاده است بپردازیم.
برای این کار، بهتر آن است که روزانه و واژه به واژه کوشش نماییم.

آیا در نگارش و گفتارتان کوشش در به کار بردن واژه های پارسی خواهید نمود؟
می کوشم که واژه های پارسی را به کاربرم و به دیگران نیز یادآوری نمایم
زمان یادآوری به دیگران را ندارم ولی در نگارش و گفتارم به کار خواهم برد
می خواهم تنها با این واژه ها آشنا شوم
برایم آسان نیست که این واژه ها را به کار گیرم
کوششی بیهوده است
استفاده از کلمات عربی در فارسی مناسب است




تارنماهای دیگر

پالایش زبان پارسی

هفته نخست

 

هفته دوم

تازی پارسی تازی پارسی
خداحافظ خدانگهدار یا بدرود احسنت، برکه‏ الله، براوو(فرانسه)یاباریکلا آفرین
بسمه تعالی به نام خدا
 

هفته سوم

 

هفته چهارم

تازی پارسی تازی

پارسی

شمسی خورشیدی استدعا می کنم خواهش می کنم
درخواست می کنم
وطن میهن شب بخیر شب خوش
سئوال کردن

اسم شما چیست؟

پرسیدن

نام شما چیست؟

روز بخیر روزخوش
 

هفته پنجم

 

هفته ششم

تازی پارسی تازی

پارسی

جمعه آدینه ابن سینا پور سینا
الی یا لغایت تا عید نوروز جشن نوروز
زلزله زمین لرزه مخصوص ویژه
طبیب پزشک صحبت گفتگو
کبیر بزرگ خاتمه، انتها یا منتهی پایان - ته
 

هفته هفتم

 

هفته هشتم

تازی پارسی تازی

پارسی

قبل از پیش از زراعت یا زارع کشاورزی یا کشاورز
بعد از پس از طفل - اطفال کودک - کودکان
علم دانش حمایت پشتیبانی
عالم دانشمند فکر اندیشه
قسم سوگند حامله آبستن - باردار
محقق پژوهنده یا پژوهشگر معلم آموزگار
تحقیق پژوهش محصل دانش آموز
 

هفته نهم

 

هفته دهم

تازی پارسی تازی

پارسی

راجع به درباره عفو بخشش
ضعف سستی - ناتوانی اطاعت پیروی - فرمانبرداری
وسط میان یا میانی صبح بامداد
نصف نیم  یا نیمه محافظ نگهبان
طبخ پختن امتحان آزمون
مطبخ آشپزخانه محترم ارجمند - گرامی
واقعه یا اتفاق رویداد یا رخداد نهایی پایانی
حادثه پیشامد سعادت بهروزی - خوشبختی

90 واژه دوم    90 واژه سوم
90 واژه چهارم   90 واژه پنجم
90 واژه ششم   90 واژه هفتم
90 واژه هشتم   90 واژه نهم
90 واژه دهم   90 واژه یازدهم
90 واژه دوازدهم   90 واژه سیزدهم
90 واژه چهاردهم   90 واژه پارنزدهم
90 واژه شانزدهم   90 واژه هفدهم
90 واژه هجدهم    90 واژه نوزدهم
90 واژه بیستم    90 واژه بیست و یکم
90 واژه بیست و دوم     90 واژه بیست و سوم
90 واژه بیست و چهارم
سیاهه الفبایی برابرها

شما می توانید برای آسانی کار یادآوری به دیگران، از این برگه اینترنتی چاپ بگیرید و به دوستان و خویشاوندان خود  دهید و آنان را نیز به بهتر پارسی سخن گفتن فراخوانید
از سامانه های اینترنتی هم اندیش دیگر نیز خواهشمند است به یاری این جنبش بپیوندند
نشانی پستی ما:

1
  نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 1:56  توسط بهرام شاه  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 18:0  توسط مریم _ع | 

امپراتوري ايران به دست مادها بنيان‌گذاري شد و هخامنشي‌‌ها آن را به اوج شكوهش رساندند. گستره‌ي آن امپراتوري بيش‌تر سرزمين‌هاي خاورميانه را شامل مي‌شد و از ساحل غربي دريايي مديترانه تا مرزهاي هندوستان را در بر مي‌گرفت.

مادها و هخامنشي‌ها از آريايي‌ها بودند كه نياكانشان از سرزمين‌هاي سرد شمال به ايران سرازير شدند و در غرب و جنوب غرب فلات ايران ساكن شدند. آنان بخش مهمي از انديشه‌هاي فرهنگي، نظامي و سياسي خود را از ساكنان بومي ايران و تمدن‌هايي كه پيرامون رودهاي دجله و فرات تشكيل شده بود، گرفتند و با پرورش آن‌چه از ديگران گرفته بودند، يكي از درخشان‌ترين تمدن‌هاي عصر خود را به پايه‌گذاري كردند.

ده هزار سال تمدن

اقوام بومي ايران نخستين كساني بودند كه گندم و جو را شناختند، ابزار كشاورزي سنگي و مفرغي ساختند و جانوران را اهلي كردند. نخستين آثار سفالي در محل شهر باستاني سِيَلك، نزديك كاشان، و بهترين ظرف هاي لعابي و سراميك از تپه حصار دامغان به دست آمده است. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. اين يافته‌ها و شواهد ديگر، به خوبي نشان مي‌دهند كه ايران بيش از ده هزار سال پيشينه‌ي تمدن دارد.

ورود آريايي‌ها

آريايي‌ها حدود 5 هزار سال پيش در منطقه اوراسيا، نزديك كوه‌هاي اورال بين آسيا و اروپا، زندگي مي‌كردند و به علت سرد شدن هوا و طولاني بودن تاريكي شب مجبور شدند به مناطق گرم‌تر مهاجرت كنند. حدود 3 هزار سال پيش، دسته‌اي از آنان به اروپا، دسته‌اي به هندوستان و دسته‌اي به فلات ايران مهاجرت كرد. دسته اخير از طريق خوارزم و قفقاز به سرزميني وارد شدند كه ابتدا ايريانا، سپس آريانا و اِران و سرانجام ايران نام گرفت.

سه قوم بزرگ

وقتي آريايي‌ها به فلات ايران وارد شدند، به سه شعبه تقسيم شدند. پارس‌ها در جنوب ايران و استان كنوني فارس و بخشي از ايلام ساكن شدند؛ هخامنشي‌ها و ساسانيان از اين گروه بودند. مادها در غرب ايران به ويزه دامنه‌هاي الوند مستقر شدن و بعدها امپراتوري ماد را به وجود آوردند. پارت‌ها نيز به خراسان بزرگ وارد شدند؛ اشكانيان از اين گروه بودند. بخشي از پارت‌ها به نام سكاها بين درياي خزر و درياچه آرال ساكن شدند و بعدها مزاحمت‌هايي براي هخامنشي‌ها به وجود آوردند. مهاجمان آريايي كه از تمدن بهره‌ي اندكي برده بودند، فرهنگ بومي ايران را كسب كردند و در مقابل جنگ آوري و دلاوري را به بوميان ايران آموختند.

دين آريايي‌ها

آريايي‌ها چون از سرزمين‌هاي سرد با شب هاي طولاني به ايران مهاجرت كرده بودند، به خورشيد(مهر يا ميترا) و هرچه كه نوراني بود، احترام مي‌گذاشتند. احترام به آتش نيز به خاطر گرمي بخشي و روشني آن بود. مدتي پس از استقرار آريايي‌ها در ايران، پيامبري به نام زرتشت از ميان آنان برخاست و ايرانيان به اهورامزدا، به معناي داناي بزرگ، معتقد شدند كه در واقع خداوند يكتا بود. البته، آنان به فرشتگاني مانند آناهيتا( ناهيد كه فرشته‌ي آب بود و نيز مهر، ميترا كه فرشته‌ي خورشيد بود)احترام مي‌گذاشتند. دين زرتشت در زمان مادها و هخامنشي‌ها شكوفا شد و پيروان زيادي پيدا كرد.

نخستين امپراتوري

مادها نخستين امپراتوري ايران را به وجود آوردند و بيش از 150 سال بر نواحي غرب ايران از همدان تا آذربايجان و بخش هايي از بين النهرين حكومت كردند. آمادانا مركز حكومت مادها بود كه چندي بعد به هگمتانه، به معني محل تجمع، مشهور شد. هگمتانه يادآور گرد هم‌آيي بزرگ مادها براي انتخاب ديااُكو به عنوان نخستين پادشاه ماد است. ديااُكو، كه خود را داور مي‌ناميد، در سال 706 پيش از ميلاد قبيله‌هاي ماد را عليه آشوريان متحد كرد و كوشيد بر سلطه‌ي آنان بر مادها خاتمه دهد. اين آرزو در حكومت هوَخشََتَرِه، فرزند ديااُكو، به حقيقت پيوست. مادها در سال 612 پيش از ميلاد شهر نينوا، پايتخت آشور، را به كمك بابِلي ها تسخير كردند و به سال‌ها ويرانگري و ستم بيش از اندازه آشوريان خاتمه دادند.

كوروش بزرگ

كوروش فرزند كمبوجيه از قوم پارس و ماندانا، دختر آزيدِهاگ پادشاه ماد، بود كه بر اثر فشار بيش از اندازه مادها بر قوم پارس، به جنگ پدربزرگش رفت، او را شكست داد، هگمتانه را گرفت و سلسله‌ي هخامنشي را در سال 550 پيش از ميلاد بنيان نهاد. چندي بعد، كِرِزوس، پادشاه ليدي، به تحريك يوناني‌ها بر ضد كوروش قيام كرد. از اين رو، كوروش به آسياي صغير لشكر كشيد و سارد، پايتخت ليدي، را گرفت. پادشاه هخامنشي در سال 538 پيش از ميلاد، بابل را فتح كرد و همه‌ي اسيران و بردگان را آزاد كرد و فرمان داد هيچ خانه‌اي ويران نشود، مال هيچ‌فردي چپاول نشود و همه آزاد باشند.

امپراتوري جهاني

داريوش اول، داريوش بزرگ، كارهاي مهمي براي گسترش امپراتوري هخامنشي انجام داد. احداث راه شاهي و ايجاد چاپارخانه ارتباط ايالت‌ها (ساتراپ‌ها) را آسان كرد و ضرب سكه استاندارد و قانون‌هاي عادلانه براي دريافت ماليات باعث رونق تجارت شد. داريوش بازرساني داشت كه به ساتراپ‌ها فرستاده مي‌شدند و به كار نيروهاي دولتي نظارت مي‌كردند. به علاوه، او مجموعه قوانيني وضع كرده بود كه تا اندازه‌اي از قانون‌هاي مشهور حمورابي اقتباس شده بود. داريوش بزرگ به كمك فينيقي‌ها ارتش ايران را به كشتي‌هاي جنگي تجهيز كرد و براي نخستين بار ارتباط بين درياي سرخ و مديترانه را از راه نيل برقرار كرد. در زمان او وسعت قلمرو ايران به بالاترين حد خود رسيد.

پايان هخامنشيان

 در زمان داريوش برخوردهايي بين ايراني‌ها و يوناني‌ها رخ داد. داريوش در جنگ اول كاري از پيش نبرد، در جنگ دوم ، نبرد مارتُن، شكست خورد و جنگ سوم را به علت شورشي در مصر نيمه كاره رها كرد. پس از او خشايارشاه توانست با تلاش بيش از دو ميليون مرد جنگي آتن را در نبرد ترومپِل فتح كند. اما داريوش سوم نتوانست در برابر هجوم لشكريان اسكندر مقاومت كند و در اثر خيانت يكي از سردارانش كشته شد و تخت جمشيد در 331 پيش از ميلاد به دست اسكندر افتاد و آن را به آتش كشيد.

دستاوردهاي تمدن هخامنشي

تمدني كه هخامنشي‌ها به وجود آوردند، دستاوردهاي مهمي براي ايرانيان و ملت‌هاي ديگر داشت. در اين‌جا به چند نمونه از آن‌ها اشاره مي‌كنيم. درباره‌ي اين تمدن و دستاوردهاي آن در مقاله‌هاي تكميلي بيش‌تر خواهيد خواند.

نخستين پيمان‌نامه‌ي حقوق بشر

در سال 1878 ميلادي استوانه‌اي از گل پخته از خرابه‌هاي بابل به دست آمد كه فرمان‌هاي كوروش بزرگ درباره آزادي اسيران و آزار نرساندن به مردمان شهرهاي فتح شده به خط و زبان بابلي روي آن نوشته شده بود. اين استوانه به عنوان نخستين اعلاميه‌ي حقوق بشر در موزه بريتانيا، در انگلستان، نگهداري مي‌شود.

قديمي‌ترين فرش جهان

باستان شناسان شوروي سابق هنگام حفاري زير يخ‌هاي منطقه پازيريك در مرز مغولستان ، فرشي به طول دو متر و عرض يك متر و نيم كشف كردند كه نقش هاي مرسوم در كتيبه هاي هخامنشي در آن ديده مي شود. اين فرش را ، كه نشان‌دهنده پيشرفت هنر و فن نساجي و فرش بافي در دوران هخامنشي است، سكاها از ايران غارت كرده و به جنوب روسيه برده بودند.

نخستين پست جهان

به دستور داريوش بزرگ جاده معروف به جاده‌ي شاهي براي آسان كردن ارتباط بيت 25 ايالت امپراتوري بزرگ هخامنشي بين شوش و سارد احداث شد. اين جاده ،كه شرق و غرب امپراتوري را به هم پيوند مي زد، 2500 كيلومتر طول و 111 ايستگاه(چاپارخانه) داشت. در هر ايستگاه چابك سواران ماهر بر گرده‌ي اسب‌ها‌ي تندرو در انتظار رسيدن پيك شاهي بودند تا بي‌درنگ پيام را بگيرند و به چاپارخانه بعدي برسانند. به نوشته هرودوت، مورخ يوناني، چاپارها اين مسير را طي ده روز مي‌پيمودند.

چكيده معماري جهان

ساختمان تخت جمشيد به دستور داريوش بزرگ آغاز شد و پادشاهان بعدي هر كدام قسمتي به آن افزودند. در ساختمان اين بنا از كار بي‌مزد بردگان استفاده نشد. مزد كارگران و مهندساني كه از سراسر جهان براي ساختن اين بنا دعوت شده بودند، در لوح‌هاي كشف شده از تخت جمشيد نوشته شده است. اين بنا نشانه عظمت و پيشرفت فني و هنري هخامنشيان است.

مختصر و مفيد

•   مادها اسب هاي زيبا و خوش اندامي پرورش مي‌دادند و به يوناني ها مي‌فروختند. يونجه، كه خوراك اسب و جانوران اهلي ديگر بود، در زمان داريوش بزرگ از ايران به اروپا برده شد.

•  به اسب در زبان عربي فَرَس گفته مي شود كه به معناي" از فارس آمده" است و مشخص مي‌كند اسب مشهور عربي، ريشه‌ي ايراني دارد.

  مادها باغ هاي باصفايي در اطراف دره الوند ايجاد كرده بودند كه به زبان پارسي باستان به آنها پر ديس مي‌گفتند. اين وازه به زبان يوناني راه يافت و به صورت پارادايز درآمد كه به معناي بهشت است.

ارابه هاي مرگبار هخامنشي در محل محور چرخ خود دو تيغه داس مانند داشتند كه هنگام جولان دادن ارابه‌رانان در ميدان كارزار، پيكر سربازان دشمن را قطعه قطعه مي‌كردند.

بانكداري مهم ترين نوآوري اقتصادي ايرانيان بود. بانكداري به صورت صندوق امانات و دادن وام آغاز شد و به تدريج به پشتوانه طرح‌هاي بزرگي مانند حفر قنات‌هاي طولاني تبديل شد.

هلو از طريق ايران به روم و از آن جا به سراسر اروپا برده شد. در فرهنگ انگليسي وازه Pech به عنوان هلو آمده است كه از وازه‌ي Persia به معناي فارس گرفته شده است.

در بيشتر نوشته هايي كه از دوران هخامنشي برجاي مانده است، ايرانيان از دو صفت دروغگويي و قرض كردن منع شده اند. ايرانيان دروغ را بدترين گناه مي دانستند و به اين جهت از قرض گرفتن واهمه داشتند كه مبادا به خاطر بدهكاري دروغ بگويند.

آريوبرزَن سردار شجاع ايراني و سربازان دليرش در محل بند فارس، در كوه‌‌كيلويه، به پيشواز سپاهيان اسكندر رفتند و تا آخرين قطره خون با آنان جنگيدند و در راه ميهن جان باختند.

مهم ترين رويدادهاي ايران باستان

 حدود 1000-1100 پيش از ميلاد، چادرنشينان آريايي، نياكان مادها و پارسيان، به سوي ايران سرازير شدند.

 حدود 885 پيش از ميلاد، آشوريان به سرعت بر بيشتر خاور نزديك مسلط شدند.

625 پيش از ميلاد، هوخشتره بر تخت ما د جلوس كرد و به ساماندهي ارتش مشغول شد.

612 پيش از ميلاد، مادها به كمك بابلي ها پايتخت آشور را فتح كردند.

599 پيش از ميلاد، كوروش دوم، كوروش كبير، به دنيا آمد.

558 پيش از ميلاد، كوروش كبير پادشاه پارس شد.

550 پيش از ميلاد، كوروش بر امپراتوري ماد مسلط شد.

546 پيش از ميلاد، كوروش پايتخت ليدي، سارد، را فتح كرد.

539 پيش از ميلاد، ارتش كوروش بابل را تسخير كرد.

525 پيش از ميلاد، كمبوجيه دوم، فرزند كوروش، مصر را جزو قلمرو ايران كرد.

522 پيش از ميلاد، فردي ادعا مي‌كند پسر كوچك كوروش است، پسري كه پيش‌تر كمبوجيه او را كشته بود. به زودي كمبوجيه با وضع مشكوك كشته مي‌شود. پس از مدتي، نجيب‌زادگان ايراني، غاصب را به قتل مي‌رسانند و داريوش را به پادشاهي بر مي‌گزينند.

512 پيش از ميلاد، داريوش از تنگه بُسفُر عبور كرد و به اروپا وارد شد.

490 پيش از ميلاد، سپاه ايران در دشت ماراتون از آتني ها شكست خورد.

480 پيش از ميلاد، خشايارشاه بر تنگه داردانل پل زد و آتن را فتح كرد.

334 پيش از ميلاد، اسكندر از تنگه داردانل عبور مي كند و به ايران يورش مي‌برد.

  
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:1  توسط مریم _ع | 
 

آبگينه

آبنوس

نام يک شاهزاده ايراني

آتوسا

آتش، نهمين ماه ايراني

آذر 

نام پسر مهرنوش پسر اسفنديار

آذرافروز 

صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر

آذرخش

نام گلي است برنگ سرخ

آذرگون 

پاکدين

آذرنوش

 

آرا  

آرزو

آرزو

 آزاد، رها

آزاده

نام يک شاهزاده ايراني

آزيتا 

زينت آلات

آزين

مانند

آسا

 تشويق

آفرين 

نام گلي

آلاله

الهه آب

آناهيتا

صدا

آوا

آويز

آويزه

آهو

آهو

ستاره، نام گلي

اختر

سياره ارانوس

ارانوس

نام درختي که گل و شکوفه سرخ رنگ مي دهد

ارغوان

رنگ ارغواني روشن، نام گلي

ارکيده 

 هديه

ارمغان

تاج

افسار 

افسانه

افسانه

طلسم و جادو

افسون

پاشيدن

افشان

الناز 

خوشبخت

انوشه

نام کشور ايران

ايران

دختر ايران

ايران دخت 

خانم، متشخص، زن مجرد

بانو 

کريستال

بلور

گل بنفشه

بنفشه

دختر و دوشيزه هدهد، نام مرغ حضرت سليمان

بوبک

بوس، بوسيدن

بوسه

فصل بهار

بهار

بهار کوچک

بهارک

 آورنده بهار

بهاره

 بهترين ناز

بهناز

بهترين صورت

بهرخ

منحصر بفرد

بيتا 

 پديده، چيز جديد

پديده

 اسم يک پرنده

پرستو 

ابريشم

پرند 

پري

پري 

داراي صورتي همچون پري

پري رو

جمع پري

پريا 

    داراي صورتي همچون پري

پريچهر

زاده پري

پريزاد

مانند پري

پريسا

داراي صورتي همچون پري

پريوش

پرتو

پرتو

پروانه

پروانه

نام يک صور فلکي

پروين

سپيده دم

پگاه

نوعي پرنده

پوپک

موفق

پوران 

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

پوران دخت 

موفق

پوري

نام گلي

پونه

جام شراب

پيمانه 

ارتباط

پيوند

ستاره

تارا

آهنگ، نغمه

ترانه 

مسيحي

ترسا 

نام کشور دشمن ايران در شاهنامه

توران

نوعي پرنده

توکا

يکي از شخصيتهاي شاهنامه

تهمينه

سفال

تينا

 نام يک صور فلکي

ثريا

جوان، گل جوانه

جوانه

 

چليپا

ياد، يادگاري

خاطره

خندان

خندان

 

خجسته

آفتاب

خورشيد

ستاره اي درخشان که مانند گوهر مي درخشد

دري

آرام دل

دلارام

مليح، خوش قلب

دلبر

جذاب

دلکش

دريا 

دريا 

جهان

دنيا

 آرامش

رامش

پرمعني

رسا

روشنايي

رکسانه

روح، روان

روان

يک از شخصيت هاي شاهنامه، مادر رستم

رودابه

نور کوچک

روشنک

 آزاد

رها

 

ريما

حرير، زربافت

زري 

طلايي

زرين

دختر طلايي

زرين دخت

زويا

سياره زهره(ونوس)ر

زهره

زيبا، قشنگ

زيبا

شبنم

ژاله

ژيلا

 

سارا 

جام شراب

ساغر

سالومه

نام گلي

ساناز

 سايه

سايه

نور اول صبح

سپيده

ستاره

ستاره

زن زيبا، درخت سروناز

سروناز 

ياسمن

سمن

سميلا

سميرا

سنا

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

سودابه

رز قرمز

سوري

شعله ور، درحال سوختن

سوزان 

نام گلي

سوسن

قسم خوردن

سوگند

سپتا

صورت، رخ

سيما

نقره اي

سيمين

شاد

شادان

شادي، خوشحالي

شادي

سلطنتي

شاهين

شبنم(ژاله)ر

شبنم

جرقه

شراره 

شروين

شعله، آتش

شعله 

شکوفه

شکوفه

جلال، زرق و برق

شکوه

نوعي آهو

شوکا

بانوي شهر

شهربانو

زاده شهر

شهرزاد 

عشق شهر

شهرناز

شاهزاده

شهزاده 

زن سياه چشم

شهلا 

عشق شاه

شهناز

 

شيدا

آفتاب، درخشان

شيده

ظريف، شيرين

شيرين

زن شيرين و حساس

شيرين بانو

افسون شده

شيفته

شيما

فريبا

شيوا

صدف

شراب

صهبا

پاک، خالص

طاهره

طلا

طلا 

عسل

عسل

آهوي کوهي

غزال

 آهوي کوهي

غزاله

طنازي

غمزه

غنچه گل

غنچه

يکي از شخصيتهاي شاهنامه

فرانک 

خوشي

فرحناز

شاد

فرخنده

عاقل

فرزانه

فرشته، پري

فرشته

عشوه گر

فرناز

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

فرنگيس

درخشان

فروزان

درخشان

فروزنده

روشني

فروغ

مليح

فريبا

پرارزش

فريده 

ستوده

فرين

 فيروزه

فيروزه

عاشق

فيلا

گل قاصدک

قاصدک

مقدس، فرشته

قدسي

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

کتايون

ماده اي که مس را به طلا تبديل مي کند

کيميا

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

گردآفريد

يکي از شخصيت هاي شاهنامه

گرديا

چشمان

گلاره

گلبانو

گل فصل بهار

گلبهار 
گلپري
 باغ گل گلشن 
گل انار، به زيبايي گل گلنار
گلنسا
رنگ قرمز گل رز گلي
 نوعي آهنگ گيتا 
 جهان، دنيا گيتي
  گيسو
نام گلي لادن
گل لاله لاله
ليدا
شبانه ليلا 
نام گلي ليلي 
مانند مانا
نام يک شاهزاده ماندانا 
نقاشي که خود را پيامبر معرفي کرد ماني
 وجوه ماه ماهدخت 
کسي که صورتش مانند ماه باشد ماهرخ
 مرجان مرجان
 مرجان مرجانه
مرمر مرمر
ملکه ملکه
يکي از شخصيتهاي شاهنامه منيژه 
مرواريد مرواريد 
 گل مريم مريم
 خبر خوش مژده
مژه ها مژگان 
مست مستانه
ميشا
 نام يک الهه مونا
 مثال ماه مهتا 
مثال ماه مهتاب
مهر انگيز مهر انگيز
نور آفتاب مهرناز
مهرنوش
خورشيد، مهربان مهري 
 ماه، مهتاب مهسا
درخت گل ياس مهستي
مهشيد
نور ماه، شکوه ماه مهناز
مهنوش
مثال ماه، زيبايي مهوش 
 دختر ماه مهين
نام يک الهه ميترا 
مينا مينا 
  مينو 
 شوق آفرين نازآفرين
 گل زيبا نازگل
خوش قلب نازنين 
زيبا نازي 
زيبا نازيلا
 نام يک درخت ناژين
ونوس، ستاره زهره ناهيد
صدا ندا
  نام گلي نرگس
 نام گلي نسترن
رز وحشي نسرين
ترانه، آهنگ نغمه
خوش قلب نگار 
 نگاه نگاه 
سنگ روي انگشتر و جواهرات نگين
نوا نوا
شادي خلق نوش آفرين
شيرين نوشين
 نهال نهال
خوب، زيبا نيکو
خوبي نيکي
نام گلي(زنبق آبي)ر نيلوفر 
شنونده نيوشا
آرزو وندا
آشکار ويدا 
هديه هديه
وجود هستي
پرنده اي افسانه اي هما
حيرت انگيز هنگامه
گل ياس ياس
گل ياس ياسمن
تنها، يگانه يکتا
تنها، يگانه يگانه
نام بلندترين شب سال يلدا 
 

يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه، پدر فريدون

آبـتين   

آتـش

آتـش   

        نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين،  تـزيـين و آرايش

آذين   

   نام فرشته اي

آراد  

      ساکت

آرام   

         نام پدر زن داريوش کبـير

آرتان 

         يکي از پهـلوانان سنـتي ايران

آرش 

     بسيار نيرومند،   پدر بزرگ داريوش کبـير

آرشام 

         هـدف

آرمان

       يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه

آرمين  

        نام باستاني ايران

آريا
      داراي خلق و خوي آريايي،   نام پسر داريوش آريامنش
         منسوب به نژاد و قوم آرين يا آريايي آريانا
      مربوط به نژاد آريا  آرين
          آزاد آزاد
    خاص و خالص،   پاک و پاکيزه آويژه  
                پاره آتش اخـگر
         يکي از شخـصيتهاي شاهـنامه اردشير
اردلان
           يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه اردوان
       يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه ارژنگ
        شير ارسلان
               سرير و  تخـت

ارشيا     

يکي از شخصيتهاي شاهنامه اسفنديار 
 بنيانگذار سلسله اشکانيان  اشکان
شريک، معاون، رفيق  افشار
 نام سردار ايراني افشين

                آرزو

اميد
  شاه امير
جاودان انوش
نام يکي از پادشاهان ايراني در زمان ساسانيان انوشيروان
  ادراک اورنگ
 نام يکي از شخصيتهاي شاهنامه ايرج
يکي از شخصيت هاي شاهنامه بابک 
نام نوازنده نامي دربار خسرو پرويز باربد
آغاز صبح بامداد
نام نوازنده نامي دوران ساسانيان بامشاد
  بامين
نام يک شاهزاده(برادر کمبودجيه پسر کوروش)ر برديا 
يکي از سرداران يزدگرد ساساني برسام 
 جوان برنا
بلند بالا، نام پسر سهراب بروز
نام پهلوان ايراني، نام پسر گرشاسب برزن
يکي از شخصيتهاي شاهنامه بزرگمهر
به دين به آئين
 نگهبان بهبد
  بهراد
مريخ،  خدای جنگ بهرام 
رنگ نيک بهرنگ
روز خوب و نيک بهروز
کسي که به نيکي زاده شده بهزاد
يازدهمين ماه ايراني، نام يکي از شخصيت هاي شاهنامه بهمن
داراي مش و کردار شايسته بهمنش
مشهور بهنام
نام شاهان هند بهنود
يکي از شخصيتهاي شاهنامه بيژن
ايراني، مقدس پارسا 
نامي آذري به معناي پروردگار پاشا
 رزمجو پرشان 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه پرويز 
 نام يک پيامبر پرهام
  پژمان 

        

پوريا

جستجو، جويا

پويا 
آرزو پوژمان
نام يکي از پهلوانان ايراني در زمان کيقباد پولاد 
 آهنگساز دوران خسرو پرويز ساساني پهلبد 
 پيام پيام 
يکي از شخصيتهاي شاهنامه پيروز
 نام برادر شاپور اول پيروزان
قبول پيمان
 يکي از شخصيت هاي شاهنامه تورج
يکي از شخصيت هاي شاهنامه تهماسب
نام يکي از شاهان ايراني تهمورث
تيرداد
تيمور
  ابدي جاويد
نام شاهي باستاني، يکي از شخصيت هاي شاهنامه جمشيد 
 دارنده جهان جهاندار
 شاه جهان جهانشاه
 فاتح جهان جهانگير
 مدافع حامي
 هديه اي از طرف خدا خداداد
يکي از شخصيتهاي شاهنامه خسرو
 نام يکي از شاهان هخامنشي خشايار 
  داديه
ثروتمند، يکي از شخصيتهاي شاهنامه دارا 
يکي از شخصيتهاي شاهنامه داراب
  نام يکي از شاهان هخامنشي داريوش

 

دانوش

رامبد
رامين
نوازنده معروف زمان ساسانيان رامتين
درخشان رخشان 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه رستان
  روزبه
يکي از شخصيتهاي شاهنامه ( پدر رستم )ر زال 
زامياد
 نام يک پيامبر زرتشت
زند
بنيانگذار عهد ساساني ساسان
 رهبر سالار
 يکي از شخصيتهاي شاهنامه سام 
خانه، سامان سامان
بالا مقام سامي 
  آسمان سپهر
  سروش
شاهزاده سنجر
 يکي از شخصيت هاي شاهنامه ( فرزند رستم )ر سهراب
 مرد سياه مو سيامک
يکي از شخصيت هاي شاهنامه سياوش 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه شاپور
صورت شاه شاهرخ
خواست شاه شاهکام
باز ( پرنده اي کوچکتر از عقاب )ر شاهين
سزاوار شايا
سزاوار شايان
شروين
ستاره دنباله دار شهاب
 شاهين دربار شهباز 
نام پادشاهي شهرام 
 هديه شهر شهرداد  
رودي بزرگ شهروز 
  شاه شهريار
دوست شاه شهيار 
  اعتماد عماد 
يکي از شخصيتهاي شاهنامه فرامرز
 راست فربد
عالي فرجاد 
شاد فرخ 
شاد به دنيا آمده فرخزاد
  فرداد
بهشت فردوس
  فردين
تولد باشکوه فرزاد
 سزاوار فرزام
عاقل فرزان
دانا فرزين
شاد فرشاد

 

فرشيد

بالا

فرناز 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه فرود 
جوهر فروهر
 يکي از شخصيت هاي شاهنامه فرهاد 
 فرهنگ فرهنگ
فرهود
يکي از شحصيت هاي شاهنامه فريبرز 
منحصر بفرد فريد 

            يکي از شخصيت هاي شاهنامه

فريدون 
پيروز، پيروزي فيروز 
موفق کامران
آرزوي شاد کامشاد 
موفق کاميار
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کسرا 
 يکي از شخصيت هاي شاهنامه کاوه
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کاووس
کورس
بنيانگذار سلسله هخامنشي در ايران کورش

           کوشنده، سخت کوش

کوشا

شاه، مدافع، محافظ

کيا 
شاهان کيان
کيارش
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کيانوش 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کيخسرو 
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کيقباد
جهان کيوان
يکي از شخصيت هاي شاهنامه کيومرث
يکي از شخصيتهاي شاهنامه گباد
يکي از شخصيتهاي شاهنامه گشتاسب
يکي از شخصيتهاي شاهنامه گودرز 
يکي از شخصيتهاي شاهنامه گيو
مازيار
ماکان
نقاشي که خود را پيامبر معرفي مي کرد ماني
يکي از شخصيتهاي شاهنامه منوچهر
مهبد
يکي از شخصيتهاي شاهنامه مهراب
يکي از شخصيتهاي شاهنامه مهران 
هديه آفتاب مهرداد
نوزاد آفتاب مهرزاد
 يکي از شخصيتهاي شاهنامه مهرک
رنگ آفتاب مهرنگ
يکي از شخصيتهاي شاهنامه مهيار
دیوار بلند یا برج بلند-برج میلاد  تولد ميلاد 
 مشهور نامدار
مشهور نامور
 يکي از شخصيتهاي شاهنامه نريمان
روشنايي نوري
بشادي زائيده شده  نوشزاد 
خبر خوش نويد 
کوچک نميا
شنونده نيوشا
 يکي از شخصيتهاي شاهنامه هرمز 
  هوتن
دانا هوشمند
يکي از شخصيتهاي شاهنامه هوشنگ
  دانا هوشيار 
يکي از شخصيتهاي شاهنامه هومان
نيک انديش هومن
  ورشاسب

               نامي آذري - بمعني جاويد

ياشار 

 
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 21:31  توسط مریم _ع | 
 
ليست شاهان هخامنشی

باسلام

امروز مي خوام كارهايي كه قرار در آينده انجام بدمو بگم

ما در تاريخ ايران باستان 4 سلسله اصلي داريم كه عبارتند از :هخامنشيان سلوكيان اشكاتيان وساسانيان

البته مادها هم مي توان به يك سلسله نام برد و من بعدها در مورد اونها صحبت مي كنم امافعلا تاريخ ايران

را از كوروش شروع مي كنم درمورد مادها واقعا هيچ منبع معتبري وجود ندارد و تقريبا هيچ 2 منبعي يافت

نمي شود كه در مورد اين دودمان البته ايراني نظري مشترك داشته باشند

 روند كار ما ايطتوريه كه ابتدا يه لسيت ازپادشاهان اين سلسله ها ميگم با يه مختصر تاريخ از اونا

 سپس شروع مي كنم  تاريخ وقايع تشريح مي كنم.خوب امروز در مورد هخامنشيان يا اولين سلسله پارسيان

صحبت ميكنيم ابتدا ليستي از پادشاها ن اين دودمان

1- كوروش(دوم؟)كبير  حدود 530-558 ق.م

2- كمبوجيه دوم 522-530

3- گئومات  / برديا522

4-  داريوش كبير(يكم) 522-486

5- خشايارشا يكم 465-486

6-  اردشير يكم 424-465

7- خشايارشا دوم.سسين ديانوس423-424

8- داريوش دوم 404-423

9-  اردشير دوم 359-404

10-  اردشير سوم 338-359

11-  آرسس 336-338

12 -  داريوش سوم 330-336

البته پارسيان همواره يك استقلال داشته كه در زمان هخامنشيان و ساسانيان  به كل ايران حكومت مي كردند

اما در زمان مادها و پارتها وسلوكيان فقط بر خود ايالت پارس حكومت مي كردند از شاهان زمان مادها اطلاع كمي داريم همونطور كه شايد متوجه شده باشيد دومين شاه هخامنشيان را كمبوجيه دوم نوشتم چون كمبوجيه اول پدر كوروش كبير بوده همچنين احتمالا يه كوروشي هم قبل از اين كوروش بوده كه البته تو اين موضوع

شك هست اما احتمالا يه هخامنش نامي بوده كه جده بزرگ همه پارسيان بوده و اما در مورد شاهان پارس

بين هخامنشيان تا ساسانيان هم البته اطلاعات كمي وجود داره ولي در اكثر موارد اسم اون شاهان را مي دانيم

ولي بعضي وقتا از روي سكه هايي كه پيدا شده فقط ميدونيم يه شاهي بوده كه اين سكه رو زده ولي متاسفانه

حتي اسم اون شاهم نميدونيم بعدا وقتي در مورده ساسانيان خواستم توضيح بدم در مورد اين شاهان هم توضيح

بيشتري مي دم.

  نوشته شده در  يکشنبه بيست و نهم آبان 1384ساعت 23:6  توسط بهرام شاه  |  نظر بدهید
ليست پادشاهان سلوکی

مي رسيم به سلوكيان .من به شخصه از اين دوران تاريخ ايران خيلي خوشم نمياد اگه كم توضيح مي دم ببخشيد

 

 

سلوكوس يكم نيكاتور 281-305 ق.م

انتيو خوس يكم سوتر 261-281

آنتيوخوس دوم تئوس 246-261

سلوكوس دوم كالينيكوس 225-246

سلوكوس سوم سوتر 223-225

آنتيوخوس سوم كبير 187-223

سلوكوس چهارم فيلو پاتور 175-187

آنتيوخوس چهارم اپيفانس 164-175

آنتيو خوس پنجم اوپاتور 162-164

دمتريوس يكم سوتر 150-162

الكساندر بالاس 145-150

دمتريوس دوم نيكاتور 141-145

آنتيوخوس ششم اپيفانس 142-145

آنتيوخوس هفتم سيدتس 129-138

دمتريوس دوم نيكاتور 125-129

 

  نوشته شده در  يکشنبه بيست و نهم آبان 1384ساعت 23:3  توسط بهرام شاه  |  نظر بدهید
ليست پادشاهان اشکانی

خوب امروز اشكانيان (پارتيان) را شروع مي كنيم.در مورد اين دودمان لازم به ذكر است به دلايلي كه مهمترين آنها دشمني زياد ساسانيان با اشكنيان است منابع ايراني در مورد اشكانيان خيلي كم است و اكثر منابع ما  غربي هستند

 

اشك يكم حدود 217-38/247 ق.م

اشك دوم حدود 191-217

فرياپاتيوس(فرهاد؟) حدود 176-191

فرهاد يكم 171-176

مهرداد يكم 138/139-171

فرهاد دوم 128-38/139

اردوان يكم 23/124-128

مهرداد دوم87/88-23/124

گودرز يكم 80/81-90/91

ارد يكم 75/76-8081

سيناتروس(سنتورك) حدود 70/71-77/78

فرهاد سوم 57/58-70/71

مهرداد سوم 57/58

ارد دوم 38-57/58

فرهاد چهارم 2/3-38

فرهاد پنجم 2ق.م-2م

ارد سوم 6-4

وونن يكم 9/8

اردوان دوم 38-11/10

واردانس(بردان؟) 45-38

گودرز دوم 51-44/43

وونن دوم 51

بلاش يكم (ولاخش) 80/76-51

پاكورس 109/108-78/77

بلاش دوم 78/77

اردوان سوم 81-79

اوسرو(خسرو) 128/127-109/108

بلاش سوم  48/147-12/111

بلاش چهارم 92/191-48/147

بلاش پنجم 208/207-92/191

بلاش ششم 22/221-208/207 يا 28/227

اردوان چهارم 224-213

 

 

ممنون ميشم اگه نظرات خودتونو بگين

 

 

 

  نوشته شده در  يکشنبه بيست و نهم آبان 1384ساعت 23:3  توسط بهرام شاه  |  نظر بدهید
لست پادشاهان ساسانی

امروز ليست پادشاهان ساساني را براتون ميگم

 

 

اردشير يكم- 40/239 -224 ميلادي(وفات 241/42)

شاپور يكم-  239/40(42/241؟)-270/72

هرمزد يكم- 273-270/72

بهرام يكم- 276-273

بهرام دوم – 293-276

بهرام سوم – 293

نرسي-302-293

هرمزد دوم- 302-293

شاپور دوم – 379-309

اردشير دوم – 383-379

شاپور سوم – 388-383

بهرام چهارم – 399-388

يزدگرد يكم – 421-399

بهرام پنجم(بهرام گور) – 439-421

يزدگرد دوم -439-457

هرمزد سوم – 459-457

پيروز – 484-459

ولاخش(بلاش)- 488-484

قباد يكم(او يكبار از حكومت عزل وپس از مدتي دوباره به حكومت برگشت)- 531-499 :496-488

زاماسپ – 498-496

خسرو يكم انوشيروان – 579-531

هرمزد چهارم- 590-579

خسرو دوم (خسرو پرويز) 628-590

بهرام چوبين – 591-590

قباد دوم – 628

اردشير سوم – 630-628

شهربراز – 630

خسرو سوم – 630

پوران – 631-630

آذرميدخت- 631

هرمزد پنجم 632-631

خسرو چهارم 633-631

يزدگرد سوم 633-651

 

 


چهارشنبه، 12 اسفند، 1383
پادشاهان پارس

به نام خدا

 امروز ابتدا يه ليست از شاهان پارس مي دهم واز فردا مي ريم سراغ ساسانيان

(تاريخگذاريها عمدتا بر اساس مدارك سكه شناسي  است)

باي داد –پايان سده سوم/آغاز سده سوم ق.م

اردشير يكم – نيمه اول سده دوم

وهبرز – نيمه تول سده دوم

ودفرداد يكم – نيمه سده دوم

ود فرداد دوم حدود 140

« شاه ناشناس»(1)- نيمه دوم سده دوم

دارو يكم- پايان سده دوم

ودفرداد سوم – نيمه نخست سده يكم

دارو دوم – سده يكم

اردشير دوم – نيمه دوم سده يكم

وه شير- نيمه دوم سده يكم

پاكور يكم- نيمه نخست سده يكم ميلادي

پاكور دوم – نيمه نخست سده يكم

نامبد – نيمه سده يكم

نپد- نيمه دوم سده يكم

« شاه ناشناس » (2)- پايان سده يكم

ود فرداد چهارم – نيمه نخست سده دوم

من چهر يكم(منوچهر؟) نيمه نخست سده دوم

اردشير سوم – نيمه نخست سده دوم

من چهر دوم – نيمه سده دوم

« شاه ناشناس » (3) – نيمه دوم سده دوم

من چهر سوم – نيمه دوم سده دوم

اردشير چهارم – پايان سده دوم

شاپور – آغاز سده سوم

باي داد و اردشير يكم تابع سلوكيان ود فرداد يكم و جانشينان او تابع اشكانيان بودند.شاپور يكم برادر اردشيريكم اولين پادشاه ساساني است

 

 

 

¤ نوشته شده در ساعت 7:33 توسط بهرام شاه

  نوشته شده در  يکشنبه بيست و نهم آبان 1384ساعت 22:51  توسط بهرام شاه  |  نظر بدهید

آيا ميدانيد ؟!

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلمب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كوروش کبیر بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است 
آيا ميدانيد : كوروش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كوروش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كوروش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كوروش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كوروش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را در 7000 سال پيش ساختند ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند

آيا ميدانيد : كمبوجيه فرزند كوروش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اینکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر نهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد . (ادامه دارد)...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 21:24  توسط مریم _ع | 
كوروش :فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك بسپارند تا اجزا بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهدكوروش دوم، معروف به كوروش بزرگ يا كوروش كبير (576-529 پيش از ميلا‌د) شاه پارسي، به‌خاطر بخشندگي‌، بنيان گذاشتن حقوق بشر، پايه گذاري نخستين امپراطوري چند مليتي و بزرگ جهان، آزاد كردن برده‌ها و اسرا، احترام به عقايد و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است. كوروش نخستين شاه ايران و بنيانگذار دوره‌شاهنشاهي ايرانيان مي‌باشد. ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان، كه وي ممالك ايشان را تسخير كرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار مي‌ناميدند. يهوديان اين پادشاه را به منزله ممدوح پروردگار محسوب مي‌داشتند، ‌ضمن آنكه بابليان او را مورد تأييد مردوك مي‌دانستند .واژه كوروش يعني «خورشيدوار». كور يعني «خورشيد» و «وش يعني مانند».
كوروش به عنوان اولين پادشاه پارس، بعد از شكست مادها، سلسله هخامنشيان را بنياد نهاد. طبق رواياتي كه در كتاب عهد عتيق آمده است، كوروش به كمك خداوند بابل را فتح و يهوديان آنجا را كه در اسارت هستند آزاد مي‌كند. او كسي بود كه حكومت پارس را با در هم آميختن دو قبيله اصلي ايراني ‌ مادها و پارسيان‌ به وجود آورد. از او به عنوان كشورگشايي بزرگ ياد شده است زيرا در زماني، حاكم بزرگترين امپراتوريهايي بود كه تا كنون به وجود آمده‌اند. او به خاطر بردباري بي مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبين جنگ نيز شهرت فراواني دارد.به يقين مي‌توان گفت درميان شخصيت‌هاي ايراني پيش از اسلا‌م، پس از زردشت، كوروش شناخته‌ترين ايشان در بين غربي‌ها مي‌باشد. بيشتر اطلا‌عات راجع به اين شخصيت تاريخي كه در ميان غربي‌ها به بشردوستي و نيكوكاري شهره است، نشات گرفته از دو منبع معتبر يعني كتاب مقدس يهوديان، تورات و ديگري تاريخ هرودوت است كه در قرن پنجم پيش از ميلا‌د مسيح نوشته شده است. از او به عنوان اولين كسي كه در تاريخ قوانين حقوق بشر را وضع كرده است نام برده مي‌شود.در قرآن هم از شخصيتي به نام «ذوالقرنين» نام برده شده است. بعضي از مفسرين اعتقاد براين دارند منظور قرآن از ذوالقرنين اسكندر مقدوني مي‌باشد. ولي عده‌اي با تطبيق برخي از آياتي كه درباره ذوالقرنين نازل شده و سرگذشت كوروش يقين دارند مقصود خداوند از ذوالقرنين كسي بجز كورش نبوده است. به هر حال از ذوالقرنين در قرآن به عنوان شخصيتي دادگستر و بشردوست ياد شده است.براي «ذوالقرنين » معاني گوناگوني ذكر شده است.برخي ذوالقرنين را به معناي ‌ دو قرن ‌ گرفته‌اند. به اين معني كه مردم را در حدود دو قرن يا دو نسل دعوت به حق نمود.برخي نيز گفته‌اند: ذوالقرنين، يعني كسي كه بر شرق و غرب دنياي شناخته شده آن روز حكومت داشته است.در تورات هم به كوروش لقب عقاب شرق خطاب كرده‌اند. مولا‌نا ابوكلا‌م آزاد ‌ وزير فرهنگ هند در دولت مهاتما گاندي ‌ در كتاب مفيدي كه تحت عنوان « ذوالقرنين يا كوروش كبير » نگاشته است و دكتر ابراهيم باستاني پاريزي آنرا به فارسي برگردانده است، با برهان هايي انكار ناپذير اثبات مي‌كند كه تنها كسي كه ميتواند مقصود قرآن از «ذوالقرنين » باشد كوروش كبير است.ذوالقرنين اولين كسي است كه سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده كرده است زيرا سدي كه او ساخته بود از آهن خالص ساخته شده بود.سدخ ذوالقرنين‌همان‌سد موجود در تنگه كوههاي‌قفقاز است‌كه‌اين‌كوهها از بحر خزر تا بحر اسود امتداد دارد و تنگه ‌، داريال ‌ناميده ‌ميشود. داريال‌ محرخف ‌داريول ‌است ‌كه ‌به‌زبان‌تركي‌به‌معناي‌تنگه‌است‌، و اين‌سد را به ‌لغت‌ محلخي ‌دميرقاپو كه‌به‌معناي‌در آهنين ‌است‌ مي‌نامند.
چنانچه اوضاع و احوال و قرائن تاريخي و كردار كوروش هخامنشي نشان مي‌دهد اين پادشاه در بهره برداري از نيروي رواني و سياسي اجتماعات آريايي و انتشار اخبار و وقايعي از جوانمردي و جهان گرايي آرياييان به ويژه پارسها و جلب توجه تيره‌هاي ديگر آريايي فلا‌ت ايران به قوم پارس، هدفش پديدآوردن مركزيت در حكومت و ساختن ملت واحد از تيره‌هاي پراكنده آريايي در سراسر جلگه ايران بود.
از كوروش ما تنها يك كتيبه داريم كه «منشور كوروش» هست و در بابل پيدا شده. بيشتر كتيبه‌هاي هخامنش.متعلق به زمان داريوش، يعني تقريبا سي سال بعد از كوروش هست. در سال 1258 خورشيدي 1879 ميلا‌دي به دنبال كاوش‌هاي گروه انگليسي استوانه اي از گل پخته را باستانشناسي به نام هرمزد « رسام » در شهر باستاني بابل، پيداكرد، كه امروزه در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود. بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌داد كه گرداگرد اين استوانه گلين را نوشته هايي به خط بابلي يا خط ميخي و به زبان آريايي در بر گرفته است، كه گمان ميرفت نوشته اي از فرمانروايان آشور و بابل باشد. اما بررسي‌هاي بيشتر نشان داد كه اين نوشته در سال 538(پس از ميلا‌د) به هنگام تسخير شهر بابل و به فرمان كوروش كبير نوشته شده است.در اين فرمان، كوروش، شيوه رفتار انساني با ساكنان سرزمين بابل را براي فاتحان ايراني شرح داده است.
اين سند به عنوان اولين منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهاي رسمي به چاپ رساند و آن را در اختيار دفاتر اين سازمان در كشورهاي مختلف قرار داد.«منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان.پسر كمبوجيه، شاه بزرگ، ...، نوه كوروش، شاه بزرگ، ...، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ...
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم. مردوك خداي بزرگ دل‌هاي مردم بابل را بسوي من گردانيد، ...، زيرا من او را ارجمند و گرامي‌داشتم.ارتش بزرگ من به آرامي‌وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
نابساماني دروني بابل و نيايشگاههاي آنجا دل مرا بدرد آورد... من براي آرامش كوشيدم.من برده داري را برانداختم. به بدبختي‌هاي آنان پايان بخشيدم.فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند. فرمان دادم كه هيچكس مردم شهر را نيازارد و به دارايي آنان دست يازي نكند.مردوك خداي بزرگ از كار من خشنود شد... او مهرباني ا ش و فراواني را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در آشتي و آرامش پايگاه بلندش را ستوديم.من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهاي خود بازگرداندم.همه مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانه‌هاي ويران آنان را آباد كردم. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك خداي بزرگ و به شادي و خرمي‌به نيايشگاههاي خودشان بازگرداندم. باشد كه دل‌ها شاد گردد.بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاههاي نخستينشان بازگرداندم، هر روز مردم آن سرزمين‌ها را شاد كند.من براي همه مردم همبودگاهي آرام مهيا ساختم وآرامش را به تمامي‌مردم پيشكش كردم.اينك كه به ياري مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلا‌م مي‌كنم كه تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده‌ام تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم كرد و هر ملتي آزاد است كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.من تا روزي كه پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.من تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به كار وا دارد.من امروز اعلا‌م مي‌كنم كه هر كسي آزاد است كه هر ديني را كه ميل دارد بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غصب ننمايد و هر شغل را كه ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند.من اعلا‌م مي‌كنم كه هر كس مسئول اعمال خود مي‌باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده مجازات كرد و مجازات برادر گناهكار و ... ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير مي‌شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.من تا روزي كه به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي‌كنم نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلا‌م و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من مكلف هستند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلا‌م و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند». كوروش پس از تاسيس يك حكومت بزرگ، شامل ممالك متمدن و نيرومند شرق نزديك و ميانه، و تامين حيثيت و افتخاري بزرگ براي خود و اعقاب خويش، در سال 520 قبل از ميلا‌د پس از 70 سال عمر در كمال عزت و نيكنامي‌درگذشت. تقريبا تمام مورخان و سياحان و خاورشناسان از اين مرد به نيكي ياد كرده‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 21:13  توسط مریم _ع | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
بهرام شاه 3
تاریخی فرهنگی سیاسی
parsibegoo@yahoo.com
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM